تالاب انزلی در آستانه بحران عمیق زیستمحیطی؛ خشکی، رسوب و فاضلاب نفس تالاب را گرفته است
به گزارش آرکا نیوز، تالاب انزلی که روزگاری یکی از مهمترین زیستبومهای آبی شمال کشور و بخش جداییناپذیر زندگی مردم حاشیهنشین آن بود، امروز با مجموعهای از بحرانهای همزمان روبهرو شده است؛ بحرانهایی که از کاهش تراز آب دریای خزر و ورود فاضلاب شهری و صنعتی گرفته تا رسوبگذاری، رشد گونههای مهاجم، برداشت حقابه در بالادست و تغییر کاربری اراضی، این تالاب ارزشمند را به سمت خشکی تدریجی سوق دادهاند.
تا حدود یک دهه پیش، مشاهده لکههای خشک در پهنه آبی تالاب انزلی برای بسیاری از ساکنان منطقه غیرقابل تصور بود، اما اکنون این لکهها هر سال گستردهتر میشوند و بخشهایی از تالاب، بهویژه در فصل تابستان، چهرهای خشک و فرسوده به خود میگیرد. این وضعیت نهتنها یک بحران زیستمحیطی، بلکه تهدیدی جدی برای معیشت، گردشگری، شیلات، تنوع زیستی و آرامش روانی جوامع محلی به شمار میرود.
کارشناسان محیطزیست معتقدند بحران تالاب انزلی تنها در داخل تالاب شکل نگرفته، بلکه ریشه اصلی آن در بالادست، مدیریت نامناسب منابع آب، نبود تصفیهخانههای کارآمد، ورود پسابها و کنترل نشدن رسوبات است. با وجود ورود ۱۱ رودخانه به تالاب، بخش قابل توجهی از حقابه این زیستبوم در ماههای نخست سال و همزمان با فصل کشت برنج برداشت میشود و نظارت کافی برای رساندن سهم واقعی تالاب به آن وجود ندارد.
از سوی دیگر، حفر چاهها در اطراف تالاب و شالیزارهای جنوبی، فشار مضاعفی بر منابع آبی منطقه وارد کرده است. همین موضوع باعث شده تنش آبی در سالهای اخیر شدت بیشتری بگیرد و تالاب انزلی بهجای آنکه یک پهنه زنده و پویا باقی بماند، هر سال با کاهش بیشتر سطح آب و افزایش نقاط خشک مواجه شود.
در کنار مسئله حقابه، رسوبگذاری یکی از جدیترین عوامل فرسایش تالاب انزلی است. ورود رسوبات معدنی و آلی از رودخانهها، فاضلابها و اراضی تغییر کاربرییافته، بستر تالاب را بهتدریج بالا آورده و عمق آن را در بسیاری از نقاط بهشدت کاهش داده است. تالابی که در گذشته عمق قابل توجهی داشت، امروز در بخشهایی با عمقی کمتر از نیممتر و حتی نقاط کاملاً خشکشده روبهروست.
ماهان مهرو، کارشناس ارشد تنوع زیستی، بر این باور است که مسدودسازی خروجی آب تالاب میتواند در کوتاهمدت مانع خروج بخشی از آب شود، اما راهکار نهایی و پایدار نیست. به گفته او، اگر بخشی از تالاب بدون توجه به چرخه طبیعی آب مسدود شود، تالاب بهتدریج کارکرد اکوسیستمی خود را از دست میدهد و به پهنهای شبیه استخر تبدیل میشود؛ وضعیتی که در صورت تداوم، میتواند موجب انباشت فاضلاب، رسوب، مواد آلی و در نهایت تشدید بوی تعفن و خشکی شود.
به اعتقاد این کارشناس، درمان اصلی تالاب نه در اقدامات مقطعی، بلکه در اصلاح مدیریت بالادست است. ساماندهی فاضلاب شهرهای اطراف، ایجاد تلههای رسوبگیر و زبالهگیر در مسیر رودخانههای ورودی، لایروبی علمی و هدفمند، مدیریت حقابه و جلوگیری از تغییر کاربری اراضی، از مهمترین اقداماتی است که باید برای احیای تالاب انزلی در دستور کار قرار گیرد.
یکی دیگر از چالشهای مهم تالاب، گسترش گونههای گیاهی و جانوری مهاجم است. سنبل آبی، لاکپشت گوشقرمز، کپور کاراس، میگوی آب شیرین و ماهی گامبوزیا از جمله گونههایی هستند که تعادل زیستی تالاب را تهدید میکنند. افزون بر این، رشد گسترده گیاهان بومی و غیربومی، پوسیدگی سالانه آنها و تهنشینی مواد آلی، روند بالا آمدن بستر تالاب را سرعت داده است.
کارشناسان تأکید دارند که مدیریت گیاهان تالابی باید در فصلهای پرآبی، بهویژه بهمن، اسفند و فروردین انجام شود، اما نبود تجهیزات، کمبود اعتبار و ضعف نیروی انسانی موجب شده این اقدام مهم بهصورت مؤثر اجرا نشود. نتیجه این بیتوجهی آن است که تالاب در ماههای گرم سال، دوباره با کاهش شدید آب و افزایش لکههای خشکی مواجه میشود.
اختلاف تراز میان دریای خزر و تالاب انزلی نیز یکی دیگر از عوامل خروج سریع آب از تالاب است. به دلیل پایینتر بودن سطح دریا نسبت به تالاب و جهت جریان آب از غرب به شرق، بخشی از آب تالاب به سمت بندرگاه انزلی، اسکله، موجشکن و در نهایت دریای خزر خارج میشود. این خروج آب در شرایطی رخ میدهد که تالاب توان کافی برای حفظ آب و انتقال رسوبات را ندارد و همزمان گرمای هوا، تبخیر، رشد گیاهان مهاجم و نرسیدن حقابه، فشار مضاعفی بر پهنه آبی وارد میکند.
در چنین شرایطی، ساخت و تکمیل تصفیهخانههای فاضلاب بهعنوان یکی از اساسیترین راهکارهای نجات تالاب مطرح است. فاضلاب شهری، صنعتی، کشاورزی و پساب شهرکهای صنعتی از مسیر شهرها و روستاهای مختلف از جمله رشت، انزلی، صومعهسرا، ماسال، فومن، شفت، خمام و رضوانشهر به سمت تالاب حرکت میکند و کیفیت آب آن را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد.
با وجود هشدارهای مکرر درباره وضعیت بحرانی تالاب، هنوز زیرساختهای تصفیه فاضلاب در گیلان به سطح مطلوب نرسیده است. مسئولان محیطزیست نیز تأکید دارند که به دلیل نبود جذابیت اقتصادی برای بخش خصوصی، سرمایهگذاری مؤثری در حوزه تصفیه فاضلاب استان انجام نشده و دولت باید بهصورت جدیتر وارد این بخش شود.
سیاوش شمسیپور، معاون دفتر تالابهای سازمان حفاظت محیطزیست، مسئله تالاب انزلی را فراتر از ورود فاضلاب میداند و بر نقش تغییر کاربری اراضی بالادست، کاهش تراز دریای خزر، رسوبگذاری و گسترش سنبل آبی تأکید دارد. به گفته او، از سال ۱۴۰۲ تاکنون صدها هکتار از عرصه تالاب پاکسازی شده، اما ادامه روند تخریب در بالادست، احیای تالاب را با چالش جدی روبهرو کرده است.
تغییر کاربری جنگلها، باغها و اراضی بالادست به زمینهای کشاورزی، ویلا و سکونتگاه، موجب افزایش فرسایش خاک و ورود حجم بیشتری از رسوبات به تالاب شده است. این رسوبات در بستر تالاب تهنشین میشوند و بهتدریج ظرفیت نگهداری آب را کاهش میدهند. کارشناسان معتقدند دستکم باید از تغییر کاربریهای جدید جلوگیری شود تا فشار بیشتر بر تالاب وارد نشود.
تالاب انزلی امروز نیازمند مدیریت ملی، تصمیمگیری علمی و تأمین اعتبار پایدار است. تشکیل کارگروهی تخصصی با حضور کارشناسان حوزه آب، تنوع زیستی، رسوبشناسی، فاضلاب، کشاورزی، آبخیزداری و مدیریت سرزمین میتواند مسیر احیای این تالاب را از اقدامات مقطعی و نمایشی به سمت راهکارهای واقعی و بلندمدت هدایت کند.
سرنوشت تالاب انزلی تنها سرنوشت یک پهنه آبی نیست؛ این تالاب بخشی از هویت گیلان، معیشت مردم محلی، خاطره جمعی ساکنان منطقه و سرمایه طبیعی کشور است. امروز لکههای خشک در تالاب انزلی فقط نشانه کاهش آب نیستند؛ نشانه سالها تأخیر در تصمیمگیری، ضعف مدیریت و بیتوجهی به یکی از ارزشمندترین زیستبومهای ایراناند.

